متن ادبی درباره ی حضرت زینب
السلام علیک یا عقیله العرب
مدینه غرق نور است؛ غرق عطر صلوات!
مدینه، لحظههای تازهای را تجربه میکند؛ گویی تنزیل تازهای از عرش فرود آمده است! این نور الهی، چیست در کالبد خانه زهرا علیهاالسلام؟ چیست این مهر مصطفوی که صلابت مرتضویاش، آمیخته با تبسم است؟
کیست این آیینه عطوفت که زینت پدر است و گرمی بخش دل مادر؟
کیست این که شور شکیباییاش، آکنده از صبر ایوب است و صداقت زهراییاش، حتی نگاه مادر را به تحسین واداشته است؟
کیست این جلوهی شگرف آفرینش که با لبخندش، تبسم بر لبان پیامبر صلی الله علیه و آله نشانده است؟
کیست این که از گاهوارهاش، عطر سیب جاری است و نگاهش، آکنده از گلواژههای کربلایی است؟
بانو! …ای صبر جمیل، ای آیینه بیبدیل شکیبایی! کجاست ایوب صبر تا از قاموس شکیباییات نصیبی ببرد؟
کجاست آن قلمی که ناتوان از تحریر عظمتت نباشد؟!
چگونه شعری میتواند به ارتفاع بلند نامت دست یازد؛ آنجا که مقابل شکوه نامت، تمام قصاید، کوتاه و تمام غزلها، ناتوان از توصیفند!
ای قهرمان فصاحت و بلاغت!… جایی که تو لب به سخن بگشایی، حتی سکوت، برای شنیدن کلمات علویَت سکوت خواهد کرد!
جایی که تو پای بگذاری، اسارت از آنجا کوچ خواهد کرد!
جایی که نام مقدس تو جاریست، تمام ناشکیباییها، به صبر و تمام دردها، شفا خواهد یافت؟
ای واپسین فصل شگفت عاشورا! …اگر نبود صلابت علویَت، عاشورا در غروب کربلا و کربلا با غروب عاشورا، به پایان میرسید!
بانو!… ای صبر جمیل! …حتی صبر، نیاز خود در ناز پرستاری تو میبیند. حتی درد، با یاد تو، تلخی خویش را فراموش میکند و آتش غم، با نام تو در دلها خاموش میشود.
بانو! …تنها تویی گویاترین کتاب دردهای اهل بیت علیهم السلام.
تویی ام المصائب! ….تویی که با یادآوری غریبانههایت، میشود تمام مرثیههای جهان را سرود.
میلادت مبارک، خاتون خانه ولایت، ای پرستار زخمهای عاشورایی،
یازینب!
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
پاسخ: من فقط یک انتشار ه هستم و اگر چیزی در ذهنم جالب بیاید در وبلاگم می گذارم
برچسبها: